ترجمه "tunduk" به فارسی

احترام, تسلیم شدن, تن دردادن بهترین ترجمه های "tunduk" به فارسی هستند.

tunduk
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • احترام

    noun

    Ketika kita berjumpa dengan Lady Catherine, cukup dengan tunduk hormat.

    وقتي بانو " کاترين " رو ديديم ، يه احترام ساده کفايت مي کنه.

  • تسلیم شدن

    verb
  • تن دردادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خم شدن
    • دولا شدن
    • رسیدن
    • صرفنظرکردن از
    • عقب انداختن
    • نرم شدن
    • کرنش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunduk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tunduk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه