ترجمه "umpan" به فارسی
تله, توده انباشته, دام بهترین ترجمه های "umpan" به فارسی هستند.
umpan
-
تله
nounDia cuma umpan kau.
مي خواد واست تله بذاره.
-
توده انباشته
noun -
دام
noun
-
ترجمه های کمتر
- طعمه
- قربانی
- گول زنک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " umpan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "umpan" با ترجمه به فارسی
-
آتش زنه · اغذیه · تقویت · سوخت · غذا · چوب سفید · گیرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن