ترجمه "uskup" به فارسی
اسقف, اسقف بهترین ترجمه های "uskup" به فارسی هستند.
uskup
-
اسقف
nounDia mendapat keizinan daripada uskup agar saya dihantar pulang ke biara di Zaragoza.
او از اسقف اجازه یافت که مرا به صومعهٔ قبلیام در ساراگوسا بفرستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uskup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Uskup
-
اسقف
Sang Uskup merasa ikut bertanggungjawab dan ia mengambilku sehari setelahnya.
اسقف اعظم از اون روز به بعد من رو به فرزندي قبول كرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن