ترجمه "wang" به فارسی
پول, ثروت, سکه بهترین ترجمه های "wang" به فارسی هستند.
wang
-
پول
nounSaya ada wang simpanan, tetapi wang itu terletak jauh di sebuah bank di Michigan, tempat saya membesar.
کمی پول پسانداز کرده بودم، اما در بانکی در میشیگان بود، ایالتی که در آن بزرگ شده بودم.
-
ثروت
noun11 Orang yang mencintai wang tidak dapat menyenangkan hati Tuhan.
۱۱ کسانی که به مال و ثروت عشق میورزند، نمیتوانند خدا را خشنود سازند.
-
سکه
nounSaya rasa itu adalah mata wang dolar, kerana aku mendengar suara gemerincing.
فکر کنم يه سکه بود چون صداش رو شنيدم
-
ترجمه های کمتر
- پشتوانه
- پیسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wang
-
پول
nounWang yang diperolehi daripada pemurnian wujud dalam syarikat-syarikat poket NRA dan insurans.
پول حاصل از پاکسازي توي جيب هاي دولت و شرکتهاي بيمه ميره
عباراتی شبیه به "wang" با ترجمه به فارسی
-
حواله پول
-
نماد واحد پول
-
اسکناس · پشت سبز
-
اسکناس
-
پولشویی
-
نقدینگی
-
مضاربه
-
اسکناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن