ترجمه "wayang" به فارسی

سینما, تلنگر, فیلم بهترین ترجمه های "wayang" به فارسی هستند.

wayang
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سینما

    noun

    menonton wayang, kami keluar awal, dan pulang ke

    " دوست دخترم را برای شام بیرون بردم. به سینما رفتیم. اونجا را زود ترک کردیم.

  • تلنگر

    noun
  • فیلم

    noun

    Ramai orang berasa kagum kerana inilah pertama kalinya mereka menonton wayang gambar yang disertai bunyi.

    بسیاری از تماشاچیان که برای اولین بار ‹فیلم ناطق› میدیدند بسیار مبهوت شده بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wayang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wayang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wayang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه