ترجمه "bard" به فارسی
سرما ترجمه "bard" به فارسی است.
bard
adjective
-
سرما
nounIl-fenek tax-xagħri huwa disinjat biex jgħix f’komunità magħquda, li tipprovdi protezzjoni u tgħinu ma jħossx bard fix-xitwa.
گورکنها به صورت گروهی زندگی میکنند. این امر آنان را از گزند دشمنان و همین طور از سرما حفظ میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن