ترجمه "bniedem" به فارسی
آدم, آدمی, انسان بهترین ترجمه های "bniedem" به فارسی هستند.
bniedem
noun
masculine
دستور زبان
-
آدم
proper masculineRuħi mtliet b’ xewqa enormi li nipprova nkun bniedem aħjar milli jien.
روانم پُر از تمایل شدید شد که آدم بهتری بشوم.
-
آدمی
nounAntonio jirrakkonta: “Qal talba mill- isbaħ, u wara, kien qisu bniedem differenti.
آنتونیو میگوید: «دعای او بسیار زیبا بود و پس از دعا آدمی دیگر شد.
-
انسان
nounموجود سخنگوی میرنده
Kull wieħed minnhom għandu erba’ wċuħ—dak t’għoġol, taʼ ljun, t’ajkla, u taʼ bniedem.
هر یک از آنها چهار صورت دارد؛ صورت گاو نر، شیر، عقاب و انسان.
-
ترجمه های کمتر
- خاکزاد
- مردم
- مشیه
- مَردُم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bniedem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن