ترجمه "kilwa" به فارسی
قلوه, کلیه, گرده بهترین ترجمه های "kilwa" به فارسی هستند.
kilwa
noun
feminine
دستور زبان
-
قلوه
noun feminine -
کلیه
pronoun nounFis-sena 2010, Bruce rċieva kilwa mingħand ibnu David.
در سال ٢٠١٠، بروس یک کلیه از برادرش دیوید دریافت کرد.
-
گرده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kilwa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kilwa
-
کلیه
pronoun nounFis-sena 2010, Bruce rċieva kilwa mingħand ibnu David.
در سال ٢٠١٠، بروس یک کلیه از برادرش دیوید دریافت کرد.
تصاویر با "kilwa"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن