ترجمه "mess" به فارسی

زدن, ضربه زدن, لمس کردن بهترین ترجمه های "mess" به فارسی هستند.

mess Verb دستور زبان
+ اضافه کردن

مالتی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb
  • ضربه زدن

  • لمس کردن

    Imbagħad mess il- katalett u qal: “Żagħżugħ, qiegħed ngħidlek, qum!”

    سپس تابوت را لمس کرد و گفت: «ای جوان تو را میگویم برخیز!»

  • پرماسیدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه