ترجمه "pulizija" به فارسی
پاسبان, پلیس بهترین ترجمه های "pulizija" به فارسی هستند.
pulizija
noun
feminine
دستور زبان
-
پاسبان
noun -
پلیس
nounGrupp taʼ nies irrabjati ħebbew għal tliet pulizija, u akkużawhom li kienu ħatfu u serqu żewġ żgħażagħ.
گروهی اوباش سه پلیس را به بهانهٔ دزدیدن دو بچه مورد ضرب و شتم قرار دادند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulizija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pulizija" با ترجمه به فارسی
-
کلانتری · کمیسری
-
پاسبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن