ترجمه "rabbi" به فارسی

خاخام, ربی بهترین ترجمه های "rabbi" به فارسی هستند.

rabbi
+ اضافه کردن

مالتی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاخام

    noun

    ● “Milli jidher kien rabbi (għalliem) li għex ħajja taʼ mogħdrija.”

    ● «ظاهراً او یک خاخام (معلّم مذهبی یهودیان) بود که میتوان همدردی و دلسوزی او را سرمشق قرار داد.»

  • ربی

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rabbi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rabbi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه