ترجمه "sajf" به فارسی
تابستان, تابستون, توسون بهترین ترجمه های "sajf" به فارسی هستند.
sajf
noun
masculine
دستور زبان
-
تابستان
nounIż-żmien tal- ħsad taʼ l- għeneb lejn tmiem is- sajf kien żmien taʼ ferħ kbir.
آخر تابستان فصل چیدن انگور بود که برای اسرائیلیان اوقاتی برای شادی و خرّمی بود.
-
تابستون
noun masculine -
توسون
noun masculine -
هامین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sajf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن