ترجمه "terremot" به فارسی

بومهن, زلزله, زمینلرزه بهترین ترجمه های "terremot" به فارسی هستند.

terremot
+ اضافه کردن

مالتی-فارسی فرهنگ لغت

  • بومهن

    noun masculine
  • زلزله

    noun

    Hi salvat mit- terremot, imma l- ġenituri tagħha ma salvawx.

    وینی از این زلزله جان سالم بدر برد، اما پدر و مادرش جان خود را از دست دادند.

  • زمینلرزه

    noun

    Wara biss ftit sigħat li kien għamel it- terremot, kienu disponibbli l- bżonnijiet taʼ kuljum.

    بدین طریق در عرض چند ساعت پس از وقوع زمینلرزه کمکهایی فراهم آمد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terremot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "terremot"

اضافه کردن

ترجمه های "terremot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه