ترجمه "tfal" به فارسی

بچه, فرزند, کر بهترین ترجمه های "tfal" به فارسی هستند.

tfal
+ اضافه کردن

مالتی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun masculine

    Xi 600,000 raġel Iżraeli telaq, kif ukoll ħafna nisa u tfal.

    در حدود ۶۰۰,۰۰۰ مرد اسرائیلی، و همین طور بسیاری از زنان و بچهها مصر را ترک کردند.

  • فرزند

    noun

    Ukoll, għallmu lit- tfal tagħkom jgħidu grazzi meta xi ħadd jagħmel xi ħaġa għalihom.

    به علاوه، به فرزندان خود بیاموزید که از دیگران تشکر کنند.

  • کر

    adjective
  • کودک

    noun

    It- tfal għandhom ħabta jaħsbu li kollox hu jew tajjeb jew ħażin.

    کودکان اکثراً به مسائل، ساده مینگرند؛ یعنی برای آنان یک موضوع یا درست است یا نادرست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tfal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tfal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه