ترجمه "Bro" به فارسی

پل, پل, بریج (دندانپزشکی) بهترین ترجمه های "Bro" به فارسی هستند.

Bro
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پل

    noun

    Broa var fyllt med folk som skulle til andre siden.

    پل مملو از افراد پياده بود که سعي داشتن از اون عبور کنن !

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

bro دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پل

    noun

    سازه ای است فلزی، بتنی و یا با مصالح ساختمانی برای عبور راه، راهآهن و یا پیاده، از روی آب و یا مسیر راهی دیگر

    Augustus opprettet også et effektivt postsystem og bygde veier og broer.

    آوگوستوس سیستم پستی مؤثری نیز تأسیس نمود و به ساختن جاده و پل پرداخت.

  • بریج (دندانپزشکی)

تصاویر با "Bro"

عباراتی شبیه به "Bro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه