ترجمه "Forskning" به فارسی

پژوهش, پژوهش, تتبع بهترین ترجمه های "Forskning" به فارسی هستند.

Forskning
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پژوهش

    noun

    Når forskningen min er fullført, er det ingen grunn for å holde deg her.

    ، زماني که پژوهش هام به پايان رسيد. ديگه دليلي نميبينيم تو رو اينجا نگه داريم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Forskning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

forskning
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پژوهش

    noun

    جستجو برای دانش جدید و اسناد و مدارک سیستماتیک خود و انتشار

    Når forskningen min er fullført, er det ingen grunn for å holde deg her.

    ، زماني که پژوهش هام به پايان رسيد. ديگه دليلي نميبينيم تو رو اينجا نگه داريم

  • تتبع

    noun masculine
  • تجسس

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • تحقیق
    • کاوش

عباراتی شبیه به "Forskning" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Forskning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه