ترجمه "Hud" به فارسی

پوست, پوست, لایه زیرین پوست بهترین ترجمه های "Hud" به فارسی هستند.

Hud
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Huden på hånden til Myshkin ble gjennomsiktig da han helbredet den gutten.

    پوست دست ميشکين ، وقتي داشت اون پسر رو شفا ميداد ، شفاف شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

hud masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun masculine

    یکی از بزرگ ترین اعضای بدن

    Hvis ikke de gjør det, kan de føre med seg smittestoffer på huden.

    وگرنه، میکروبها را بر روی پوست خود به همراه میآورند.

  • لایه زیرین پوست

    noun masculine
  • پوشش اندام

    noun masculine

تصاویر با "Hud"

اضافه کردن

ترجمه های "Hud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه