ترجمه "Kortspill" به فارسی

ورقبازی, ورقبازی بهترین ترجمه های "Kortspill" به فارسی هستند.

Kortspill
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ورقبازی

    پاسور

    Det sier videre at «de som spiller, vanligvis satser penger . . . på slike lykkespill som lotterier, kortspill og terningspill».

    به علاوه میگوید که: «قماربازان معمولاً با ورقبازی، تاس و قرعهکشی شرطبندی میکنند.»

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kortspill " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

kortspill
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ورقبازی

    noun

    Det sier videre at «de som spiller, vanligvis satser penger . . . på slike lykkespill som lotterier, kortspill og terningspill».

    به علاوه میگوید که: «قماربازان معمولاً با ورقبازی، تاس و قرعهکشی شرطبندی میکنند.»

عباراتی شبیه به "Kortspill" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kortspill" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه