ترجمه "Syn" به فارسی

فیزیولوژی دستگاه بینایی, بینایی, بینش بهترین ترجمه های "Syn" به فارسی هستند.

Syn
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • فیزیولوژی دستگاه بینایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Syn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

syn
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بینایی

    noun neuter

    En stor del av hjernen vår dedikert synet.

    قسمت عظیمی از مغزمان به بینایی اختصاص دارد.

  • بینش

    noun neuter

    Hvilket feilaktig syn hadde laodikeerne?

    جماعت لائودِکیه چه بینش غلطی داشت؟

  • جنبه فکری

    noun neuter
  • ترجمه های کمتر

    • ذهن
    • طرز فکر
    • قوه ذهنی
    • مناظر و مرایا
    • چشم انداز

عباراتی شبیه به "Syn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Syn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه