ترجمه "Tabletter" به فارسی

قرص, قرص بهترین ترجمه های "Tabletter" به فارسی هستند.

Tabletter
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • قرص

    noun

    Tablettene stabiliserte ham, men kurerte ham ikke.

    قرص هاش اون رو کنترل ميکردن ولي هيچوقت حالش رو خوب نکردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tabletter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

tabletter
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • قرص

    noun

    Om du går og legger deg nå, så vil ikke tablettene virke skikkelig.

    اگه الان بری بخوابی قرص ها درست اثر نمیکنن.

اضافه کردن

ترجمه های "Tabletter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه