ترجمه "alarm" به فارسی

آژیر, تقلا, زور بهترین ترجمه های "alarm" به فارسی هستند.

alarm
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • آژیر

    noun

    Mange installerer fornuftig nok kullosvarslere og reagerer så hvis alarmen går.

    بسیاری دستگاه اعلام خطر نصب میکنند و با شنیدن آژیر خطر اقدامات لازم را به عمل میآورند.

  • تقلا

    noun
  • زور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سراسیمگی
    • شلوغی
    • طوفان ناگهانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alarm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "alarm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه