ترجمه "algoritme" به فارسی
الگوريتم, الگوریتم بهترین ترجمه های "algoritme" به فارسی هستند.
algoritme
دستور زبان
-
الگوريتم
Jeg skal arbeide ut en sporings algoritme, grunnleggende klynge anerkjennelse.
يه الگوريتم پيگيري بر اساس شناسايي خوشه اي طراحي ميکنم
-
الگوریتم
nounIgjen klarte den vinnende algoritmen å matche diagnosen gitt av menneskelige oftalmologer.
باز هم، الگوریتم های برنده قادر به مطابقت با تشخیص ارایه شده توسط چشم پزشکان انسان بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " algoritme " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "algoritme" با ترجمه به فارسی
-
الگوریتم تقسیم و حل
-
الگوریتم ژنتیک
-
الگوریتم حریصانه
-
الگوریتم درجا
-
الگوریتم غیر مرکب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن