ترجمه "allergi" به فارسی
آلرژی, حساسیت بهترین ترجمه های "allergi" به فارسی هستند.
allergi
-
آلرژی
nounHar dere hatt uforklarlig sykdom, allergier eller neseblod?
هرگونه بیماری غیرقابل توضیحی رو تجربه کردید ؟ آلرژی ها یا خون دماغ شدن های عجیب ؟
-
حساسیت
noun masculineMen du har en mild allergi mot: Peanøtter.
حساسیت کمی به... بادوم زمینی دارین.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allergi " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن