ترجمه "alt" به فارسی

هر, هر چیز, هر یک بهترین ترجمه های "alt" به فارسی هستند.

alt دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • هر

    determiner

    Reiser du bare rundt Europa og ligger med alle du treffer?

    دور اروپا ميگردي و با هر زني که به تورت خورد ميخوابي ؟

  • هر چیز

    pronoun

    Og når jeg sier alt, så mener jeg virkelig alt.

    و وقتی میگویم هر چیز واقعاً یعنی هر چیزی.

  • هر یک

    determiner

    Alle beretningene er forskjellige, men likevel skrev de alle sin beretning på en logisk måte.

    گزارش هر یک متفاوت است، معهذا همهٔ آنها به طور منطقی و معقول نوشتهاند.

  • ترجمه های کمتر

    • همه
    • آلتو
    • همهچیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Alt
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • آلتو

    stemmeleie

    synge sine deler — sopran, alt, tenor og bass —

    بخش مربوط به خودشان را بخوانند — سوپرانو، آلتو، تنور و باس ( 4 بازه صدا )

عباراتی شبیه به "alt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "alt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه