ترجمه "antenne" به فارسی

آنتن, روشن کردن, شاخک بهترین ترجمه های "antenne" به فارسی هستند.

antenne masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • آنتن

    Avhenger av hvor lang tid det tar for laget å montere antennen.

    بستگی به این داره که چقدر طول میکشه تا تیممون آنتن رو وصل کنه

  • روشن کردن

    verb
  • شاخک

    عضوی از بند بندپایان که برای حس کردن است

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antenne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "antenne"

اضافه کردن

ترجمه های "antenne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه