ترجمه "antimon" به فارسی

انتیموان, روی سخته, سرمه بهترین ترجمه های "antimon" به فارسی هستند.

antimon
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • انتیموان

    noun
  • روی سخته

    noun
  • سرمه

    noun
  • آنتیموان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antimon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "antimon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه