ترجمه "apparat" به فارسی
دستگاه, ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "apparat" به فارسی هستند.
apparat
دستور زبان
-
دستگاه
noun neuterDette apparatet produserer elektrisitet.
این دستگاه برق تولید می کند
-
ابزار
noun neuterIan Pugachevsky jobbet med et apparat for kald fusjon i 20 år.
" ایان پوگاچوسکی " روی یه ابزار همجوشی سرد... در زیرزمینش به مدت 20 سال کار کرده.
-
اسباب
noun neuter
-
ترجمه های کمتر
- الت
- فلان چیز
- لوازم
- ماشين
- ماشین
- وسیله
- چیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apparat " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن