ترجمه "arbeide" به فارسی
کار کردن ترجمه "arbeide" به فارسی است.
arbeide
دستور زبان
-
کار کردن
verbDe fleste av de salvede jeg har arbeidet sammen med, er ikke lenger her på jorden.
بیشتر مسحشدگانی که با آنان کار کردم، خدمت زمینی خود را به پایان رساندهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arbeide " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "arbeide" با ترجمه به فارسی
-
کار واقعی
-
کار
-
دام · رنج · شغل · مجادله · محصول رنج · محنت · کار · کار حیاتی · کار عمده
-
مثل خر کارکردن
-
عمله · کارگر
-
مددکاری اجتماعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن