ترجمه "arbeidsledig" به فارسی

بیکار ترجمه "arbeidsledig" به فارسی است.

arbeidsledig دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بیکار

    adjective

    Mario var dessuten arbeidsledig og nedsunket i gjeld.

    علاوه بر آن، ماریو بیکار و بسیار مقروض بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arbeidsledig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "arbeidsledig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه