ترجمه "arkiv" به فارسی

بایگانی, پرونده, آرشيو بهترین ترجمه های "arkiv" به فارسی هستند.

arkiv
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بایگانی

    noun

    Begge to ble straffet for sitt arbeid, og oversettelsene deres ble lagt i kirkens arkiver.

    هر دوی آنان به خاطر کوشششان در این راه توبیخ شده، ترجمههایشان نیز در کلیسا بایگانی شدند.

  • پرونده

    noun neuter

    Jeg sammenlignet det nye virusets DNA med alle biovåpnene vi har i arkivet.

    دي.ان.اي ويروس جديد رو با همه ي سلاح هاي.بيولوژيکي که روي پرونده داشتيم ، مقايسه کردم

  • آرشيو

    noun neuter

    Det vi har her, min venn, er layouten til hele arkivet.

    چرا ما اينجاييم ، دوست من اينجا يه آرشيو دست نخوردست

  • آرشیو

    noun

    Det er som en Noas Ark, som et arkiv.

    این شبیه کشتی نوح است. مانند یک آرشیو است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arkiv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "arkiv"

اضافه کردن

ترجمه های "arkiv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه