ترجمه "arving" به فارسی

وارث, وارِث بهترین ترجمه های "arving" به فارسی هستند.

arving
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • وارث

    noun masculine

    Og da han var arving igjen, ville hun ha ham tilbake.

    و وقتي که دوباره وارث شد ، ميخواست که برگرده.

  • وارِث

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "arving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه