ترجمه "assistent" به فارسی
آسیستان, دستیار بهترین ترجمه های "assistent" به فارسی هستند.
assistent
-
آسیستان
noun masculine -
دستیار
noun masculineKort tid etter ble bror Jackson utnevnt til assistent for undervisningsutvalget i det styrende råd.
بلافاصله بعد از آن برادر جَکْسوُن در سِمَت دستیار وارد کمیتهٔ تعلیم در هیئت ادارهکننده شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assistent " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "assistent" با ترجمه به فارسی
-
Wissenschaftliche Hilfskraft (Forschung
اضافه کردن مثال
اضافه کردن