ترجمه "avspilling" به فارسی
پخش, در حال پخش بهترین ترجمه های "avspilling" به فارسی هستند.
avspilling
-
پخش
Man brukte også biler utstyrt med høyttalere ved avspilling av bibelske grammofonforedrag på offentlige steder.
از ماشینهای بلندگودار نیز در مکانهای عمومی برای پخش سخنرانیهای ضبطشدهٔ مربوط به کتاب مقدس، استفاده میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avspilling " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Avspilling
-
در حال پخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن