ترجمه "bart" به فارسی

بروت, سبیل, سبيل بهترین ترجمه های "bart" به فارسی هستند.

bart دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بروت

    noun
  • سبیل

    noun

    ansiktshår på overleppen

    Jeg måtte anlegge bart for å bli gjenkjent.

    خودم منم مجبور شدم سبیل بذارم تا مردم منو بشناسند

  • سبيل

    noun masculine

    Bartene var del av en plan for å avsløre fiender.

    سبيل ها يه بخش از نقشه ژنرال بودن تا نفوذي ها رو پيدا کنن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bart " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "bart"

عباراتی شبیه به "bart" با ترجمه به فارسی

  • bar
    بار
  • فقط · همین
  • خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
  • با یک کلیک
اضافه کردن

ترجمه های "bart" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه