ترجمه "baud" به فارسی
باد, باود بهترین ترجمه های "baud" به فارسی هستند.
baud
-
باد
nounSå jeg flyttet til Bad Hofgastein, en liten by i en dal i Alpene, hvor skolen lå.
از این رو، به شهر باد هوفگاشتاین نقلمکان کردم که در دامنهٔ کوههای آلپ قرار دارد.
-
باود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baud " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "baud" با ترجمه به فارسی
-
مکزیکو سیتی · مکزیکوسیتی
-
شهر فرشتهها
-
گواتمالاسیتی
-
پاناماسیتی
-
مکزیکو سیتی
-
شهر ممنوعه
-
medîne · scher · شهر · شهر بزرگ · شهرک · مادرشهر · مدينه · کلان شهر
-
شهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن