ترجمه "befri" به فارسی
آزاد ساختن, آزاد کردن بهترین ترجمه های "befri" به فارسی هستند.
befri
دستور زبان
-
آزاد ساختن
Profetinnen Debora oppfordret ham til å ta initiativet til å befri israelittene fra den kanaaneiske kongen Jabins undertrykkelse.
دَبورَهٔ نبیه باراق را تشویق کرد اقدام به آزاد ساختن اسرائیلیان از ظلم یابین، پادشاه کنعانی کند.
-
آزاد کردن
verbSenere kastet Guds fiender apostlene i fengsel, men en engel befridde dem.
سپس، دشمنان خدا رَسُولان را به زندان انداختند، اما فرشتهای آنها را آزاد کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " befri " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن