ترجمه "bein" به فارسی

استخوان, پا, لنگ بهترین ترجمه های "bein" به فارسی هستند.

bein دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    Vann og kraft fant noen gamle bein i morges.

    آب و برق یه سری استخوان های قدیمی امروز صبح از زیر خاک در آورده.

  • پا

    noun

    Han sa det regnet armer og bein? !

    بهم گفت که واقعا دست و پا از آسمون ميباريد.

  • لنگ

    noun neuter
  • ترجمه های کمتر

    • استخون
    • ستخوان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "bein"

اضافه کردن

ترجمه های "bein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه