ترجمه "betjent" به فارسی

پلیس ترجمه "betjent" به فارسی است.

betjent
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پلیس

    noun

    Wells og betjenten sa begge at du var farlig og hadde en dårlig innflytelse.

    هریسون ولز و پدرخوانده ی پلیس بری هردوتاشون گفتن که تو خطرناک و بد هستی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " betjent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "betjent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه