ترجمه "bevegelse" به فارسی

جنبش, حرکت, اشاره بهترین ترجمه های "bevegelse" به فارسی هستند.

bevegelse دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • جنبش

    noun

    Jeg forsøker å starte en bevegelse utav det.

    من خیلی این مساله را دوست دارم و دنبالش هستم که یک جنبش بر همین مبنا راه بیاندازم.

  • حرکت

    noun interjection

    Husk at Jehovas store, vognlignende, himmelske organisasjon er i bevegelse.

    به یاد بیاوریم ارابهٔ عظیم سازمان آسمانی یَهُوَه در حرکت است.

  • اشاره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bevegelse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "bevegelse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bevegelse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه