ترجمه "bilde" به فارسی
تصویر, قاب, نگاره بهترین ترجمه های "bilde" به فارسی هستند.
bilde
دستور زبان
-
تصویر
nounEtt bilde er verdt mer enn tusen ord.
یک تصویر به اندازهٔ هزار کلمه میارزد.
-
قاب
nounEtter det knuste han et innrammet bilde av fruen i raseri.
بعدش با عصبانيت قاب عکس خانم رو شکست.
-
نگاره
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bilde " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "bilde"
عباراتی شبیه به "bilde" با ترجمه به فارسی
-
نگهدارنده مکان تصویر
-
تصویر دیجیتالی · تصویر رقومی
-
تصویر Windows
-
تصویر سازی
-
تصویر موزاییکی
-
عکس ها
-
رسانه دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن