ترجمه "binding" به فارسی

پیوند دادن, آچمز, ارتباط بهترین ترجمه های "binding" به فارسی هستند.

binding
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پیوند دادن

  • آچمز

    adjective
  • ارتباط

    Det er Sa'helu, bindingen.

    اون " ساهيلو " ئه وسيله ارتباط

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " binding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "binding" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "binding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه