ترجمه "binding" به فارسی
پیوند دادن, آچمز, ارتباط بهترین ترجمه های "binding" به فارسی هستند.
binding
-
پیوند دادن
-
آچمز
adjective -
ارتباط
Det er Sa'helu, bindingen.
اون " ساهيلو " ئه وسيله ارتباط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binding " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "binding" با ترجمه به فارسی
-
پیوند کووالانسی
-
پیوند پی
-
پیوند شیمیایی
-
پیوند شیمیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن