ترجمه "blind" به فارسی

کور, نابینا بهترین ترجمه های "blind" به فارسی هستند.

blind دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • کور

    adjective

    Universet er blind for vår smerte, og døv for vår sorg.

    جهان نسبت به دردهاي ما کور و به غمهايمان کر ـه.

  • نابینا

    adjective

    Folk skulle ikke lenger være blinde eller døve eller lamme.

    مردم، دیگر نابینا، ناشنوا، یا لنگ نخواهند بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "blind"

عباراتی شبیه به "blind" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه