ترجمه "blodig" به فارسی

خونخوار, خونی بهترین ترجمه های "blodig" به فارسی هستند.

blodig
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خونخوار

    adjective
  • خونی

    adjective

    Fjeset mitt skal gi ham en blodig hånd om han prøver å ta dragen min!

    مُشت خونین ) اگه بخواد اژدهامو ازم بگیره خودم با صورتم مُشتشُ خونی میکنم!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blodig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blodig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه