ترجمه "bordeaux" به فارسی
بردو, بوردو, بردو بهترین ترجمه های "bordeaux" به فارسی هستند.
bordeaux
-
بردو
noun -
بوردو
Jeg har en bordeaux fra 78 i bilen.
. يه بطري مشروبِ " بوردو " واسه سال 78 تو ماشينم دارم ( داره خَرِش ميکنه )
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bordeaux " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bordeaux
-
بردو
proper -
بوردو
Kamla Persand var fra Mauritius, men studerte medisin i Bordeaux i Frankrike da vi møtte henne i februar 1991.
کاملا پِرسند اهل جزایر موریس بود، به دانشکدۀ پزشکی در بوردو، فرانسه می رفت، وقتی او را در فوریّۀ ١٩٩١ ملاقات کردیم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن