ترجمه "boss" به فارسی
آشخال, آشغال, غول آخر بهترین ترجمه های "boss" به فارسی هستند.
boss
دستور زبان
-
آشخال
noun -
آشغال
nounMen jeg har tatt ut bosset mange ganger før det.
ولي قبلش خيلي وقتا آشغال ها رو جمع مي كردم...
-
غول آخر
-
غولآخر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boss " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "boss" با ترجمه به فارسی
-
بوسا نوا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن