ترجمه "bred" به فارسی

پهن, گسترده, فراخ بهترین ترجمه های "bred" به فارسی هستند.

bred دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پهن

    adjective

    Flere steder var stien bare bred nok til at én person om gangen kunne passere.

    در بسیاری از قسمتها راه فقط به اندازۀ رد شدن یک نفر پهن بود.

  • گسترده

    adjective
  • فراخ

    adjective
  • وسیع

    adjective

    Han er en person med et bredt følelsesregister og har mange egenskaper i tillegg til kjærlighet.

    او علاوه بر محبت دارای احساسات و خصوصیات بسیار گوناگون و وسیع است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه