ترجمه "bruke" به فارسی
استفاده کردن, به كار گرفتن, به کار بردن بهترین ترجمه های "bruke" به فارسی هستند.
bruke
دستور زبان
-
استفاده کردن
verbVi vet noe om prosessen og hjelpemidlene han brukte under denne oversettelsen.
ما کمی از روش و ابزاری که در ترجمه استفاده کرد آگاهی داریم.
-
به كار گرفتن
verb -
به کار بردن
verbIfølge Guds lov var det forbudt å lage bilder til bruk i tilbedelsen.
کتاب مقدّس صریحاً به کار بردن اشیا در پرستش را منع کرده است.
-
سپنج کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruke " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "bruke" با ترجمه به فارسی
-
سپری شده
-
شرایط استفاده
-
کاربر بدخواه
-
استفاده · رسم · عادت · قصد · مقصود · منظور · هند · کاربرد
-
مصرف کردن
-
مقررات بهره گیری مورد استفاده - AUP
-
كاربر ناشناس
-
کاربر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن