ترجمه "brun" به فارسی

قهوهای, قهوه ای بهترین ترجمه های "brun" به فارسی هستند.

brun دستور زبان

Farge

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • قهوهای

    adjective

    رنگ

    For å oppnå dette dypper jeg dem i en tykk, brun voks

    برای این کار، آنها را در مومی غلیظ و قهوهای فرو بردم

  • قهوه ای

    adjective

    Og når de blir liggende i sola, blir de oppblåste som brune mangoer.

    و وقتی زیر نور خورشید بمونن چاق میشن ، مثل انبه قهوه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "brun" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه