ترجمه "brun" به فارسی
قهوهای, قهوه ای بهترین ترجمه های "brun" به فارسی هستند.
brun
دستور زبان
Farge
-
قهوهای
adjectiveرنگ
For å oppnå dette dypper jeg dem i en tykk, brun voks
برای این کار، آنها را در مومی غلیظ و قهوهای فرو بردم
-
قهوه ای
adjectiveOg når de blir liggende i sola, blir de oppblåste som brune mangoer.
و وقتی زیر نور خورشید بمونن چاق میشن ، مثل انبه قهوه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brun " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "brun" با ترجمه به فارسی
-
کوتوله قهوهای
-
چارلز لبرون
-
موی قهوهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن