ترجمه "bur" به فارسی

زندان ترجمه "bur" به فارسی است.

bur دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • زندان

    noun neuter

    Jeg knerta halve gjengen hans, og fikk satt Polo i buret.

    من نصف افرادشو کشتم و پولو را انداختمش تو زندان.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "bur"

عباراتی شبیه به "bur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه