ترجمه "buss" به فارسی
اتوبوس, انتقال دهنده, توده مردم بهترین ترجمه های "buss" به فارسی هستند.
buss
دستور زبان
-
اتوبوس
nounJeg må få vite om han er på en annen buss.
بايد بدونم تو اون يكي اتوبوس هست يا نه.
-
انتقال دهنده
-
توده مردم
noun masculine -
عامه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buss " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Buss
-
گذرگاه (رایانه)
تصاویر با "buss"
عباراتی شبیه به "buss" با ترجمه به فارسی
-
ایستگاه اتوبوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن